هفت رویکرد‌ منفی که مانع از خلاقیت می‌شوند

رویکردهای ضد خلاقیت

۱وای نه، یک مشکل دیگر!
معمولا عکسالعمل ما به مشکل، خودش یک مشکل بزرگتری را به وجود میآورد. در حالی که هر مشکل برای یک طراح خلاق، یک فرصت تلقی میشود. تبدیل مشکل به مسئله و پیدا کردن راهحل آن در واقع کار اصلی یک طراح است. پس بهترین راه این است که از مشکلات استقبال کرده و با آنها همچون یک مبارزطلبی و فرصتی برای اصلاح امور استفاده کرد. هر چقدر سخت تر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

این مشکل حل نمیشود
۲این مشکل حل نمیشود.
این رویکرد به مانند دستبند زدن به خود است. داشتن این پیشفرض که از عهده انجام کاری بر نمیآیید یا یک مشکل را نمیتوانید حل کنید،به مشکل قدرت و نیرویی میبخشید که پیشتر فاقد آن بود و پیش از شروع تسلیم میشوید؛ فکر کنید اگر در طول تاریخ همواره انسان تسلیم مشکلات شده بود: بشر هرگز پرواز نمیکرد، برای بیماریها هرگزعلاج پیدا نمیشد و موشکها هیچگاه جو زمین را ترک نمیکردند. هر چقدر سختتر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

هیچ کاری نمیتوانم درباره اش انجام دهم
۳هیچ کاری نمیتوانم دربارهاش انجام دهم.
بعضی از ما اینطور فکر میکنیم که: «شاید این مشکل توسط کارشناسان و طراحان بزرگتر از ما حل شود، اما من نمیتوانم آن را حل کنم چرا که به قدر کافی باهوش نیستممهندس نیستمبه این موضوع بیعلاقه هستم و…»
برادران «رایت» که بودند که توانستند هواپیما را اختراع کنند؟ مهندس هواپیما؟ خیر، آنها تنها تعمیرکاران دوچرخه بودند. قلم خودکار توسط ویراستار یک روزنامه به نام «لادیسلاو بیرو» که حتی مهندس مکانیم هم نبود اختراع شد. پیشرفتهای اصلی طرح زیردریایی توسط یک کشیش انگلیسی به نام «جی. دبلیو گارت» و یک ناظم مدرسه ایرلندی به نام «جان پی. هلند» انجام شد. هر چقدر سختتر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

من خلاق نیستم
۴من خلاق نیستم.
هر کس تا حدی خلاق است. بعضیها بسیار خلاق هستند همچون کودکان هنگامی که مشغول بازی هستند. مسئله اینجاست که خلاقیت توسط آموزش سرکوب میشود. تمام آنچه بدان احتیاج دارید این است که بگذارید خلاقیتتان به سطح برسد و از خواب بیدار شود. از آن پس به زودی متوجه میشوید که شما به طور شگفتانگیزی خلاق هستید. هر چقدر سختتر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

این بچگانه است
۵این بچهگانه است.
هنگامی که همواره سعی میکنید بزرگسال به نظر برسید و تمام و کمال عمل کنید، رویکردهای خلاقانه و سر زنده که باعث میشود سنتان کوچکتر به نظر رسد را تمسخر میکنید. اما اگر راهحلی بیابید که مشکلات زندگی مشترکتان را حل کند، باعث ترقی شما گردد، یا دوستی را از خودکشی نجات دهد، آیا باز هم اهمیت میدهید که دیگران روش شما را نسبت به حل مسئله «بچهگانه» توصیف کنند؟ به خاطر داشته باشید مردم هنگانی که چیزی واقعا بامزه باشد میخندند، اما مردم اغلب به هنگامی مسخره میکنند که قدرت تخیل برای درک شرایط موجود را ندارند. هر چقدر سختتر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

مردم چه میگویند
۶مردم چه میگویند؟
در جامعه، فشاری قوی برای پیروی کردن از همه، عادی بودن و خلاق نبودن وجود دارد. شاید این جملات به گوشتان آشنا باشد:
خلاق: دوست دارم در لیوان آب پرتغالم آب اضافه کنم تا شیرینی آن کمتر شود.
معمولی: خودت میدانی که چقدر عجیب هستی؟
خلاق: چرا کمی سیر به آن اضافه نمیکنی؟
معمولی: چون دستورالعمل سیر را ذکر نکرده بود.
معمولی: چرا از این مسیر میروی؟ این مسیر طولانیتر است.
خلاق: چون به این جاده علاقمند هستم.
اغلب ما به این دیدگاه که «مردم چه فکر خواهند کرد» اهمیت میدهیم. مطمئن باشید آنها هم اینک هم درباره شما صحبت میکنند و میگویند بینی شما بزرگ است یا کفشهایتان خندهدار است. بنابراین از آنجا که آنها درباره شما به شیوههای نامطلوبی صحبت میکنند، شما باید راحت باشید و بگذارید خلاقیت و خصوصیات فردی شما به جریان بیافند. هر چقدر سختتر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

ممکن است موفق نشوم
۷ممکن است موفق نشوم.
«توماس ادیسون» در تحقیقات خود برای یافتن یک رشته سیم نورانی برای لامپ هر کاری را که به نظرش میرسید انجام میداد. از جمله تاری از ریش دوستش کند تا برای لامپ یک رشته نورانی بسازد. او در کل ۱۸۰۰ راه را امتحان کرد. پس از انجام حدود ۱۰۰۰ مورد، شخصی از او پرسید آیا از موفقیت در کارش ناامید نشده است؟ ادیسون جواب داد «هم اکنون مطالب زیادی یاد گرفتن، حالا ۱۰۰۰ راه میشناسم که مفید نیستترس از شکست یکی از موانع اساسی خلاقیت و یافتن راهحل مسائل محسوب میشود. راه چاره این است که رویکردتان را نسبت به شکست تغییر دهید. ضرب المثل انگلیسی میگوید: «اشتباهات مایه سرگرمی نیستند، بلکه آموزنده هستند». انتظار میرود که در طی مسیر شکست بخورید و این شکست قابل قبول است؛ همواره راههایی برای دستیابی به موفقیت وجود دارد. هر چقدر سختتر به مشکل نگاه کنیم، مشکل بزرگتر میشود.

*با نگاهی بر مقاله یک ذهن خلاق، علییار نیکفرمان، نشریه تفکر متعالی، شماره ۶ و ۷؛ با استفاده از مقاله درآمدی بر تفکر خلاق، نوشته رابرت هریس؛

 

 

Close